گاه دشنام از صدها دعا شیرین تر است

سکه ی این مهر از خورشید هم زرین تر است    ...

 

 

خون من از خون دیگر عاشقان رنگین تر است    

 

رود راهی شد به دریا ، کوه  با اندوه گفت ...

 

 

 

میروی اما بدان دریا ز من پایین تر است  

 

 

 

     ما چنان ایینه ها بودیم ، رو در رو ولی...

 

 

 

      امشب این آیینه از آن آینه غمگین تر است   

 

 

گر جوابم را نمی گویی، جوابم کن به قهر....

 

 

 گاه یک دشنام از صدها دعا شیرین تر است

 

 

    سنگدل ! من دوستت دارم ، فراموشم مکن...

 

 

   بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگین تر است





 

/ 7 نظر / 15 بازدید
سيد

ممنون , پستت جالب بود اگه خواستي ميتونم لينکت کنم:x بهم سر بزن عزيز

میشه دوستشون نداشته باشیم؟

zahra

وبت قشنگه مطالبت هم کاملا میفهمم

zahra

کاملا حرفاتو میفهمم مطالبت قشنگن

علی

* گاه یک دشنام از صدها دعا شیرین تر است* ازاین متنت خیلی خوشم اومد

nameazyam

تنهایی یک تکراراست.... تنهایی عبارت از توقف زمان در غالب فکر است... تنهایی حاصل واندوخته فرد از مطلوب دست نیافته اش میبیاشدکه آنرا بطور زنده درذهن نگاه میدارد... مایه وخمیرتنهایی صرف عمربابرکت برای تنها یکی از بی نهایت فرصتهای زندگانی است... ما متوقف میکنیم زندگانیمان رادر وضع حال برای عدم دسترسی به یک خواسته دل وفقط دل!!!! وهرچه از شروع دوران تنهایی فاصله میگیریم آن مطلوب دست نیافته برای ما مطلوبتر میگردد...ولو کاذب! ولی سایر مطلوبها را نادیده میگیریم وبی ارزش میشماریم. تنهایی حتی در واقع کلمه نیز لفظی تنهاست. یک لفظ مفرد که در ذات خود زوجیت را دربر میگیرد! چه!ذهنی که مدعی تنهایی است در باطن خود لحظه لحظه وبی وقفه وپی در پی با مطلوب خود نجوادارد ودر آن عالم خاص وبی نظیر و مجهول؛بیش از برخی همراهان با مطلوب خود مونس وهمدم وهمراه میباشد آنهم ازطریق دل! ونه زبان و ظهور!