دیگه از خستگیام خسته شدم خداااااااااااااااااااا

مرد نیستی.... ولی مردانه بنگر چهره نامردیت را

زیر بار  این کلام

خردمی شوم مچاله می شوم

مثل کاغذی پراز خطوط منحنی

توی سطل اشغال هرم این کلام

درد می کشم

پیش او همیشه استغاثه می کنم

آه من همیشه آه سرد می کشم

چشم های من پراز غروب

قلب من پر از خزان

دست های من پراز همیشه های کاغذی است..

 

 

جمعه ۱۳٩٠/٥/٧ | ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ | ♥•~♥*•° ساقی •*♥~*♥ | بگو هم پيله () |

www . night Skin . ir