دیگه از خستگیام خسته شدم خداااااااااااااااااااا

مرد نیستی.... ولی مردانه بنگر چهره نامردیت را

در انجا بر فراز قله کوه

دوپایم خسته از رنج دویدن

به خود گفتم در این اوج دیگر

صدایم را خدا خواهد شنیدن

به روی ابرهای تیره پرزد

نگاه خسته امیدواری...

ز دل فریاد کردم ای خدایا

من اورا دوست دارم

دوست دارم

سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/٤ | ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ | ♥•~♥*•° ساقی •*♥~*♥ | بگو هم پيله () |

www . night Skin . ir