دیگه از خستگیام خسته شدم خداااااااااااااااااااا

مرد نیستی.... ولی مردانه بنگر چهره نامردیت را

بی گمان آن شب که دنیا آمدم               

آسمان هم مثل من افسرده بود

ماه اسفند اوج یائس و تیرگی

گل نبود وبرگ هم پژمرده بود

چشمان پر زاشکم را ببین

شاید آن شب آسمان هم می گریست

قلب غمگین و همیشه خسته ام وارث دلتنگی وافسردگی است

خوب میدانم که روز مرگ من باز ابر آسمان خواهد گریست

ساکت و خاموش مدفون می شوم هیچکس از خود نمی پرسد که کیست..؟؟؟؟

 

چهارشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٦ | ۱:۳٢ ‎ق.ظ | ♥•~♥*•° ساقی •*♥~*♥ | بگو هم پيله () |

www . night Skin . ir