دیگه از خستگیام خسته شدم خداااااااااااااااااااا

مرد نیستی.... ولی مردانه بنگر چهره نامردیت را

اخر ای دوست خواهی پرسید

که دل از دوری رویت چه کشید؟؟؟؟

سوخت در اتش و خاکستر شد

وعده ها ی تو به دادش نرسید

داغ ماتم شد و به سینه نشست

اشک حسرت شدو بر خاک چکید

ان همه عهد فراموشت شد ؟؟؟؟؟

چشم من روشن روی تو سپید

جان به لب امد در ظلمت غم

کی به دادم رسی ای صبح امید

اخر این بغض مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید!!!! 

سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/٢٥ | ٥:٢٩ ‎ب.ظ | ♥•~♥*•° ساقی •*♥~*♥ | بگو هم پيله () |

www . night Skin . ir