دیگه از خستگیام خسته شدم خداااااااااااااااااااا

مرد نیستی.... ولی مردانه بنگر چهره نامردیت را

یه جایی خوندم امروز که وقتی دلت گرفت بشین و به اندازه وسعت دلتنگی هات گریه کن. اما یه سوال؟

اگه دل تنگی اندازه نداشته باشه چی؟ تا کی باید گریه کرد ؟ خدای من خدای مهربونیه

ولی نمی دونم چرا تازگی ها نامهربون شده باهام .یا من خطایی کردم یا خدای من دل سنگ شده. یا من توان درکشو ندارم یا خدای من از من دور شده نمی دونم. هیچی نمی دونم .فقط می دونم دلتنگم دلتنگ.

شاید دلتنگی میراث بی کسی هایم باشد شاید دلتنگی رنگ دیواره های قلبم شده است

نمی دانم هرچه هست زیبا نیست تنهایی زیباست بسیار زیبا ولی وقتی با دلتنگی قاطی می شه دیگه قابل تحمل نیست و الان زمانی است که تنهایی من با دلتنگی قاطی شده و این اصلا زیبانیست برایم.

گم کرده ای دارم که نمی دانم چیست ویا کیست فقط دلتنگش هستم . این کاش می دانستم چه چیزی است که دارد تنهایی مرا به اتش میکشد.

 

                                     التماس دعا....

دوشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٤ | ۱:٤٤ ‎ب.ظ | ♥•~♥*•° ساقی •*♥~*♥ | بگو هم پيله () |

www . night Skin . ir