دیگه از خستگیام خسته شدم خداااااااااااااااااااا

مرد نیستی.... ولی مردانه بنگر چهره نامردیت را

منم قاتل

اگر حتی تو میخواهی مرا بی جان!

اگر حتی تو میخواهی مرا بی عشق!

اگر حتی تو میخواهی مرا از دار آزادی بیاویزی

منم قاتل

اگر حتی تو میخواهی ندانی آنچه می دانم

نخوانی آنچه می خوانم

ندانی آنچه میخواهم

منم قاتل

اگر حتی تو در دستت تفنگ بی هنر داری.

اگر حتی تو دستت تا افق در خون خورشیدی که میجوشید، رنگین است

اگر حتی تو میخواهی مرا بی شور و بی حرکت

منم قاتل

که هرکس را که تو کشتی و از خونش تمام شهر قرمز شد

درون قلب محزونم، درون جان شیرینم

همیشه تا ابد محفوظ می دارم

منم قاتل

اگر حتی تبر در دست بی احساس تو جلاد، میرقصد

و خون هر درخت سبز و آرامی

ز دستان پر از حرصت

به روی خاک می ریزد

منم قاتل

اگر حتی تو دادت تا خدا بالاست

که خواهی کشت، آنکس را چون فکر خموش تو نیاندیشد.

منم قاتل،

منم قاتل،

منم قاتل که در اندیشه ام، ذهنم، تمام آنچه من هستم؛

تو را کشتم،

و در اندیشه ام، ذهنم، تمام آنچه من هستم؛

تمام شیرهایی را که تو از بیشه کم کردی

تمام یاس هایی را که خونخوارانه از این باغ کم کردی

تمام شور و آوا و ندایی را که از این ساز کم کردی

تمام یاسمن هایی که زیر پای چرکینت لگد کردی

تمام عشق هایی را که با دستان بی رحمت...

همیشه تا ابد، محفوظ می دانم...

منم قاتل

منم قاتل

که در اندیشه ام، دارت زدم. کشتم.

که در اندیشه ام، دارت زدم، کشتم.

یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٢۳ | ۸:۱٩ ‎ق.ظ | ♥•~♥*•° ساقی •*♥~*♥ | بگو هم پيله () |

www . night Skin . ir