دیگه از خستگیام خسته شدم خداااااااااااااااااااا

مرد نیستی.... ولی مردانه بنگر چهره نامردیت را

تو رفتی و دلم هرشب اسیر یک توهم شد

چو آمد در پی ات اسیر حرف مردم شد

نمی دانی چه غوغایی به پابود از غمت آن شب

 و دردا دل که بعداز تو گرفتار تلاطم شد

شبه عابرتنها گذشتم از همه از خود

به امید همان سایه که یک شب ناگهان گم شد

یکشنبه ۱۳٩٠/٤/٢٦ | ٦:٢۸ ‎ب.ظ | ♥•~♥*•° ساقی •*♥~*♥ | بگو هم پيله () |

www . night Skin . ir